قال الامام علی(علیه السلام): أَلاِْیمانُ عَلى أَرْبَعَةِ أَرْکان: أَلتَّوَکُّلِ عَلَى اللّهِ، وَ التَّفْویضِ إِلَى اللّهِ وَ التَّسْلیمِ لاَِمْرِللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ.ایمان چهارپایه دارد: توکّل بر خدا، واگذاردن کار به خدا، تسلیم به امر خدا و رضا به قضاى الهى.

آخرین اخبار بوشهر

در 15 شهریور ماه سا ل 1344 ه ش در روستای کره بند از توابع شهرستان بوشهر متولد شد و تحصیلات دوران ابتدایی و راهنمایی را در روستای کره بند با موفقیت به پایان رساند .در جریان پیروزی انقلاب اسلامی اواز فعالان این نهضت بودودر راهپیمایی ها شرکت فعال داشت . در سال 1361 در حالی که دانش آموز اول دبیرستان بود ،درس و مدرسه را رها کرد و عاشقانه آماده ی عزیمت به میدان نبرد شد .
وی پس ازگذراندن آموزشهای لازم در شهرستان کازرون ،به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و در عملیات محرم در منطقه شرهانی حماسه آفرینی کرد و تا پای نثار جان نیز پیش رفت .او همچنین در عملیات والفجر 1 به همراه دیگر بسیجیان شرکت داشت و پس از انهدام نیروهای دشمن و تصرف بخشی از نوار مرزی ،توانست در پیروزی نیروهای خودی بر دشمن نقش مهمی ایفا کند .
احمد در تاریخ 1/ 5/ 1362 پس از گذراندن دوره آموزش پاسداری ،به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و پس از سه ماه آموزش به کردستان اعزام شد و مدت 6 ماه در سقز و کامیاران خدمت کرد .
پس حضوردر کردستان دوباره عزم جبهه های جنوب نمودو به مدت 8 ماه در واحد اطلاعات و عملیات ناو تیپ امیر المومنین (ع) به جها د در راه خدا و اسلام پرداخت.در باز گشت از جبهه بنا به تشخیص مسئولین و با توجه به صلاحیت های موجود در او ،به عنوان فرمانده پایگاه مقاومت شهید دستغیب کره بند انتخاب شد و 6 ماه تمام ،خالصانه در خدمت بسیج و بسیجیان خدمت کرد .
علاقه سرشار او به فرا گیری فنون و آموزشهای نظامی ،در کنار مسائل عقیدتی و معنوی موجب شد تا با گذراندن آموزشهای دریایی در بوشهر به ناو تیپ امیر المومنین (ع) مراجعت کند و به دنبال آن برای آموزش تربیت مربی فرماندهی دسته به تهران اعزام می شود .او پس از 4 ماه آموزش ،به ناو تیپ امیرالمومنین(ع) باز گشت و مدت 5 سال و نیم در واحد آموزش رزمندگان اسلام برای مبارزه با دشمن پرداخت .
شهید احمد انگالی علاو بر آموزش دادن به نیروها ،خود نیز از شرکت در صحنه های کارزار غافل نشد و در عملیات بزرگ والفجر 8 به عنوان فرمانده ی گروهانی از گردان حضرت زینب (س) ،در فتح عظیم منطقه ی فاو حماسه آفرید و ضمن وارد کردن صدمات فراوان به دشمن ،از ناحیه گوش مصدوم شد .
وی در تابستان سال 1365 در عملیات کربلای 3 در منطقه خور عبدوالله و دریای خروشان خلیج فارس ،همراه با دیگر دلیر مردان میهن به جنگ با ناوچه های جنگی دشمن پرداخت و رشادتهای چشمگیری از خود نشان داد .او در سال 1366 در حالی که مسئول آموزش عمومی و معاون واحد آموزش نظامی تیپ بود ،به عنوان فرمانده ی گروهانی از گردان ذوالفقار در عملیات کربلای 4 نیز شرکت کرد و تا آخرین لحظه ،مردانه با دشمنان مبارزه کرد .
هنوز خستگی عملیات کربلای 4 از تن احمد بیرون نرفته بود که مجددا به عنوان فرمانده ی گروهانی از گردان ذوالفقار در عملیات کربلای 5 – در منطقه شلمچه – معرفی شد و در نبردی جانانه ،خسارت بسیار سنگینی به مزدوران عراقی وارد نمود و خود نیز از ناحیه ی پا مجروح گردید.
شهید انگالی در عملیات والفجر 10 در غرب کشور نیز حضور یافت و در مانور آمادگی عملیات کوهستانی ،فرماندهی یکی از ارتفاعات را بر عهده گرفت .درست در همین زمان بود که عراقی ها به طورگسترده به فاو و سپس به جزیره مجنون حمله کردند و به همین خاطر هم شهید انگالی به همراه جمعی از فرماندهان و رزمندگان تیپ ،بلا فاصله به جبهه های جنوب باز گشت و در نبر د با دشمن بعثی ،حماسه آفرینی کرد .
پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران ،نیروهای عراق حملات گسترده ای را برای تصرف مناطقی از کشور عزیزمان انجام دادند .در این هنگام ،شهید انگالی به عنوان فرمانده گردان برای عقب راندن دشمن ،در جاده اهواز – خرمشهر با دشمن در گیر شد و در پیروزی سپاهیان اسلام نقش به سزایی ایفا کرد .
پس از برقراری آتش بس میان دو کشور ایران و عراق ،وی کماکان به حضور خود در جبهه به عنوان فرمانده آموزش نظامی تیپ و فرماندهی پادگان آموزشی الغدیر ادامه داد و در اواخر سال 1369 بود که از پادگان الغدیر در جنوب و مقر تیپ حضرت امیر منتقل شد و در مسئولیت جدید نیز به پاسداری از کشور پرداخت .او همچنین در مانورهای مشترک نیروی دریایی سپاه و ارتش که به نام های پیروزی 1 در بندر عباس و سهند در منطقه رود حله انجام گرفت نیز همراه با فرماندهان تیپ حضور داشت و در مانور پیروزی 2 نیروی دریایی سپاه و ارتش در منطقه ی کبگان نیز به عنوان ارزیاب مانور خدمت نمود .
احمد انگالی در تاریخ 5/ 4/ 1370 به دستور فرماندهی تیپ ،مامور انهدام مهمات از رده خارج شده ی تیپ گردید و در حین انجام وظیفه و بر اثر اشتعال ناگهانی مهمات ،مورد آتش سوزی شدید قرار گرفت .اگر چه او را سریعا به وسیله هواپیما به تهران اعزام کردند ،اما پس از 5 روز تلاش بی وقفه پزشکان معالج ،در ساعت 3 بامداد دهم تیر ماه سال 1370مصادف با عید غدیر خم ،عید ولایت ،به عهدش با امام وفا کرد و بعد از سالها مبارزه ،حماسه آفرینی و ایثار گری در صحنه های مختلف انقلاب به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد .
پیکر مطهرش را در همان روز بوسیله هواپیما به بوشهر منتقل کردند و فردای آن روز او را از محل بسیج مرکزی بوشهر تا زادگاهش کره بند تشییع کرده و بنا به وصیت خودش در امامزاده جعفر ،در جوار دیگر شهیدان گلگون کفن به خام سپردند .شهید انگالی ،خانواده و تنها فرزندش زهرا را تنها گذاشت تا به لقای معبودش بشتابد .
منبع:بربال ملائک،نوشته ی اسماعیل ماهینی ومحمد رحمانی،نشرشروع-1383

وصیت نامه
بسمه تعالی
حمد و سپاس خدایی را که ما را آفرید و سپس به راه راست هدایت کرد و روشنایی را به مانشان داد و از ظلمات جهل و نادانی رهانید و سایه ی مهر و محبتش را بر سر ما افکند .سپاس خدایی را که رهبری آگاه و روشنفکر به ما عطا فرمود و توفیق جهاد را به بندگان رو سیاه و شرمسار ،ارزانی داشت و لیاقت جامه ی رزم پوشیدن را به ما داد .
هم اکنون که دیار عاشقان ،رهسپار جانفشان می خواهد ،من هم سلاح به دست گرفته و عازم میدان نبر د می شوم تا بلکه اندکی از مسئولیتهایی را که در قبال اسلام و انقلاب و خون شهدا بر گردن دارم را ادا کنم .
هم اکنون که چند صباحی به دیدار خدا بیشتر نمانده ،چند کلمه ای با شما پدر و مادر عزیزم دارم ،شمایی که همیشه آرزو داشتید فرزندتان درسش را ادامه دهد ولی به آرزویتان نرسیدید .بدانید که فرزندتان راهی مدرسه ی عشق به معبود شد ،مدرسه ای که از همه مدرسه ها برتر و با لا تر است و رزمندگان غیور اسلام ،شاگردان این مدرسه هستند و درس این مدرسه نیز ،درس شهادت است .چه زیباست که ما هم جزء آنها یی باشیم که به گفته ی قر آن به عهد خود وفا کرده و راه شهادت را طی کرده اند و هیچ وقت از راه خدا بر نگشته اند .
پدر رنج کشیده و مادر مهربانم !هم اکنون که اسلام در خطر است ،صلاح دیدم که درس و مدرسه را رها کنم و به سوی جبهه بشتابم و هیچ چیزی نمی تواند مرا از این انتخاب باز دارد .حال ،آرزویم این است که در میدان نبرد با کفار با قلبی مملو از عشق به خدا بجنگم و جان ناقابلم را فدا کنم .
هر گز از جبهه رفتن برادرانم جلو گیری نکنید . بگذارید سلاح مرا بر دارند و از اسلام و مسلمین دفاع کنند .
پدر و مادر عزیزم !اگر جنازه ام به دست شما نرسید ،اصلا ناراحت نشوید و در مقابل منافقین کور دل ،چه آشنا و چه غیر آشنا ،خود را مایوس نشان ندهید و آنان را شاد نکنید ،زیرا آنها از لذتی که یک رزمنده از ایثار کردن جانش در راه خدا می برد ،خبر ندارند و قلبهایشان مهر کینه و نفرت خورده و به همین دلیل است که از ناراحتی و یاس دیگران شاد می شوند !
همیشه پشتیبان ولایت فقیه و امام بزرگوارمان باشید و اگر روزی به حضور آن امام همام رسیدید ،به او بگویید که رزمندگان اسلام هنوز به عهدی که با او بسته اند وفاد ار هستند و هیچ چیز آنها را از راه خود بر نمی گرداند ،حتی اگر به شهادت برسند .آری !راه سرخ شهادت ادامه دارد و خوش آن روز !ای پدر و مادر و برادران عزیزم !در کنار قبر شش گوشه ی ابا عبد الله (ع) بنشینید و برای آمرزش گناهان من دعا کنید .به شما توصیه می کنم که هیچ وقت نماز را سبک نشمارید ،وای بر نماز گزارانی که نمازشان را سبک می شمارند . شمایی که ریا کار هستید !راه و رسم زندگی را از قرآن بیاموزید و سعی کنید دو رویی و دو رنگی را از خود دور کنید تامورد رحمت خداوند قرار بگیرید .
از شما می خواهم همه ی وسایلم را به برادرانم بسپارید و چند بیت شعری هم که نوشته ام به آنها تقدیم می کنم .
بار الها من نمی خواهم که در بستر بمیرم
یاریم کن تا به راحت در دل سنگر بمیرم
دوست دارم در میان آتش و خون و گلوله
دور از کاشانه و خواهر و مادر بمیرم
دوست دارم همچو باران در دل دریا ببارم
عاشقم همچو حسین از عشق تو بی سر بمیرم
دوست دارم همچو مولایم علی در راه جانان
دردل محراب و در سجد ه،ز فرق سر بمیرم
دوست دارم همچو عباس در جیش دشمن
در رهت هدیه کنم دستان و هم پیکر بمیرم
دوست دارم عاشقانه همچو باقر در دل کوه
یا به راهت خالصانه همچو آن جعفر بمیرم
دوست دارم همچو امیر جاودان در تنگ چزابه
از جفای بعثی بی دین و هم کافر بمیرم
یا که همچو زائر انگالی زنم آتش به دشمن
چون رضای کره بندی ،پیرو حیدر بمیرم
ودر آخر از پدر و مادر ،برادران و خواهرانم حلالیت می طلبم و از شما می خواهم که از طرف من از همه برایم حلالیت بخواهید و برای آمرزش گناهانم دعا کنید .در ضمن اگر برایتان امکان دارد مرا در امزاده جعفر به خاک بسپارید .
احمد انگالی 8 / 1/ 1367

پایگاه اطلاع رسانی دفتر نماینده ولی فقیه در امور اهل سنت استان بوشهر ©1391